Amirali’s Media Profile

Amirali’s Medical Profile
Exhibition, Archive, videos & Performances
Installation view at Azad Art Gallery, Tehran – 2009

در مرداد سال هشتاد و هشت، در گالری طراحان آزاد نمایشگاهی افتتاح شد با عنوان پرونده‌ی پزشکی امیرعلی، این پروژه که به عنوان یک نمایشگاه انفرادی تبلیغ شده بود، در واقع یک نمایشگاه گروهی و چند رسانه‌ای بود حول محور مطالعه‌ی موردی یک پرونده‌ی پزشکی، «امیرعلی قاسمی» و تمامی حوادث، اتفاقات و موارد پزشکی که برایش پیش آمده بود؛ نمایشگاه با استفاده از آرشیو، اشیا گردآوری شده طی سالیان، روایتهای مناسب فهم عامه تا اسامی دارو‌ها و عوارض جانبی و مدارک پزشکی تلاش در ایجاد فضایی تعاملی و تاثیرگذار داشت.

قاسمی در این پروژه‌ی که ظاهرا به یک خود زندگینامه‌ی پزشکی می‌ماند سعی دارد به نوشتن بازگوید و ماجرا را با ارجاع به مدارک موجود، دفترچه های بیمه‌ی تامین اجتماعی، اسلاید های رنگی که والدینش گرفته بودند و مصاحبه با دکتر های خانوادگی شان، با چرخشی قصه‌پردازانه روایت کند، اما این در نوشته‌ها که عمدتا یک بیماری یا عارضه و تشخیص پزشکی در مورد آن، نقطه‌ی عزیمتش را تعیین می‌کند، گاه با داستان و و روایتهای عرفی نیز درآمیخته است. به عنوان مثال در «تصادف خیابان بهار» او به تصادفش به عنوان یک عابر با ماشینی می‌پردازد که با سرعت غیرمجاز در کوچه‌ای فرعی او را زیر گرفت و داستان را با دو روایت موازی به شهادت شاهدان عینی و گزارش پزشکی قانونی و نیز روایتی سینمایی خیالی شرح میدهد که ذهن سیزده ساله اش به خاط دارد. جمع‌آوری این مدارک و مسنداتی که بلافاصله یا بعدا تولید شده اند، کنار پلاتین و پیچ‌هایی که در پایش کار گذاشته شده بود و متن داستان روی دیوار، بُعدی آرشیوی موزه‌ای به این چیدمان می‌داد.
آرشیو
چیدمان «جمع‌آوری هر آنچه به آن حساسیت دارم و یا تحریکم می‌کند» به مقوله‌ی حساسیت می‌پرداخت‌: کتابخانه‌ای قدیمی پر از اشیا و موادغذایی بهداشتی و شوینده که هنرمند سابقه‌ی حساسیت به آن را داشت یا احتمال بروز آنرا افزایش می‌داد ، به همراه نمونه‌ای از همه‌ی داروها و پماد‌ها که برای آلرژی پوستی و تنفسی مصرف کرده بود در کنار اشیایی از گذشته که به نحوی در این روایت سی‌ساله نقش داشته‌اند. این خود پرده‌ای میتوانید باشد تا روایت این حساسیت را یا نگاهی به پس‌زمینه‌ی اجتماعی سیاسی از سال ۵۹ تا کنون پیوند بزند و برگی حافظه جمعی را در بستر اشیای پیش‌پا افتاده‌ی روزمره نمایش دهد.

مجموعه همه‌ی عینک‌های هنرمند، در کنار تصاویری از قبل و بعد عمل آب مروارید چشم چپش، به نمایش درآمده است، عملی که به تعویق افتادنش به جهت طول کشیدن معافیت پزشکی سربازی او، دید چشم چپش را تقلیل داده است و عارضه‌ی افتادگی پلک چپش را موجب شده است. اثری از هنرمند فرانسوی لیز شوالیه این عارضه را به خوبی نمایش می دهد.

زونکن‌هایی حاوی پرونده‌های بستری شدن او، کنار یک جعبه‌نور پزشکی قرار دارد، که دو عکس رادیولژی اخیر را نمایش می‌دهد، یکی به نام هنرمند که در تاریخ بیست و دو بهمن در (سالگرد پیروزی انقلاب) پانورامای دندانهای قاسمی را نشان می‌دهد. و دیگری عکسی بی نام که از پای آسیب دیده‌اش در پی یک درگیری خیابانی، گرفته شده است.
عکاسی
در مجموعه عکس «التهابات اخیر»، او که پی از بازگشت عامدانه از مصرف دارو هایش چشم پوشیده است سیر ویرانی پوست صورتش با برخوردی که شبیه آنرا در کتاب های پزشکی میبینیم، با سردی و جدیت یک عکس مستند، به تصویر می‌کشد. او در این جا به سوژه تقیل یافته و هر عکس به نام  فردی که عکاسی را از وی انجام داده روی دیوار رفته است، بعضی را عکاسان حرفه‌ ای و برخی را دوستان و خانواده‌اش گرفته اند. بنا به تشخیص پزشکان مختلف دلایلی مختلفی از جمله، آلودگی هوا، خشکی آب و هوای تهران، استرس و فشارهای بیرونی و تغذیه از غذاهای آماده، فرآوری شده با سرشار از مواد نگهدارنده می‌تواند از دلایل بروز این عارضه‌ها باشد.
ماکروگرافی از زخم‌هایی و اتهاباتی که در اثر خارش پدید آمده‌اند کولاژ دیگری را در نمایشگاه می‌سازد، او برای اینکار سراغ یک عکاس صنعتی رفته که کارش عکاسی از جواهر است. و در نتیجه با اثری مواجه هستیم که به دلیل بزرگنمایی به‌کارگرفته ‌شده، از دور به مناظری کوهستانی و استپی می‌ماند.

 

ویدیوها
«مطابق دستور پزشک»، اولین ویدیوی این مجموعه بر مبنای تمام داروهایی است که اکنون برای امیرعلی قاسمی تجویز شده است، وی با همکاری مادرش فهرستی از این نسخه‌ها تهیه می‌کند و آنرا به مارتین شمعون آهنگساز و هنرمند می‌دهد. در نهایت اثر موسیقیایی با همکاری نازلی بداغی خواننده‌ی کُر تکمیل می‌شود تا بر تصویر آهسته‌ی نفس کشیدن هنرمند در پس‌ زمینه‌ای از داروها که فرو می‌افتند، به اثر کلیسایی شمعمون پور بُعدی روحانی و شفا بخش در عین حال محزون می‌بخشد.

As Doctor Prescribed – مطابق نسخه پزشک – HD from Amirali Ghasemi on Vimeo.

زمانی هست که در اثر حمله تنفسی و تنگی نفس یا همان آسم، مغز ناچار از فعالیت های روتین خود باز می ماند و تلاش برای دریافت اکسیژن و بقا آغاز می شود. با اختلال جزئی در بینایی بیماران اغلب احساسی شبیه نمایش آهسته فیلم را تجربه می‌کنند که با تند و کند شدن صداهای محیطی همراه است اما این دو پدیده الزاما با همدیگر همگام نیستند و پدیداری این امر نه منظم و بریده بریده است.
«صرفه و کمی خارش…» ویدئویی است حاصل همکاری امیرعلی قاسمی(پرفورمنس) حامد صحیحی (ویدئو) که بر اساس اثر صوتی از مارتین شمعون پور بنا شده است. قاسمی برای آخرین نمایشگاه انفرادی اش پرونده پزشکی امیرعلی در سال ۱۳۸۸ از شمعون پور دعوت کرد تا با صدای سرفه کردن های وی و نیز از اصواتی که از خاراندن شدید ایجاد می شود اثری صوتی بیافریند که همین اثر بدان مبنای ویدئو پرفورمنس صرفه و کمی خارش… شد. تصویر چند پاره هنرمند مطابق با صدا هائی که شنیده میشود همچون جورچینی با صورت های مختلف به هم میریزد و لایه ی
صدا نیز به آرامی از اصوات ناهنجار و ناراحت کننده بدل به موسیقی امروزی میشود که ریتم التکرونیک هیپ هاپ آن با استعمال اسپری ونتولین ( دارویی که برای آرام کردن حمله تنفسی خفیف تجویز می‌شود ) پایان می پذیرد.

The Cough and a bit of scratching – سرفه و کمی خارش from Amirali Ghasemi on Vimeo.

او با نمایشگاه‌گردانی یک پروژه‌ی گروهی که در خبرنامه و بیانیه نمایشگاه به کار انفرادی و شخصی خود نسبت داده شده بود، سعی داشت، این خرده روایت‌ها را فراتر از یک آرشیو پزشکی یا یک اثر هنری چند رسانه‌ای، به عنوان پرونده‌ای عمومی برای یک نسل و تاریخ چند لایه اش از دوران جنگ، بازسازی، گشایش سیاسی و تحریم متعاقب آن به تصویر در آورد.

 

نگارخانه طراحان آزاد

پرونده‌ی پزشكی اميرعلی

اميرعلی قاسمی

دوم تا هفتم مرداد ماه 1388

24 – 29 july 2009