Tehran Remixed – Party Series

Tehran Remixed : Party series
Amirali Ghasemi 2006- 2008

Tehran Remixed is an ongoing photography project by Amirali Ghasemi, which was started in 2005. The original project was created to visualize the other side of Tehran in contrast to the prejudicial images often produced in international media on a mass scale. Tehran Remixed deals with the concept of public versus private, by flipping through images of mega city’s unseen version of social life by means of content. The project includes bright colorful photos, short video clips, and music portraying alternative scenes of life happening, just like anywhere else in the world.

This project was Ghasemi’s response when he encountered recent “Media” images of his hometown Tehran being distorted and pushed toward black and white extremes and being dominated by images of the veil and suppression. They portray a young population who, instead of looking towards expanding its social liberty, is having fun enjoying the last years of a reformist state in power. Tehran remixed is also an attempt to break through and to experiment with documentary photography and manipulate it in order to tell stories without ignoring people’s privacy At a time when photojournalism is being replaced by fine art photography in the portrayal of Iran, Tehran remixed and similar projects would easily be picked up by editors, who tend to publish anything which can portray the everyday life of citizens of Tehran and their confrontation with their government.. The multimedia component and the multilayer stories were incorporated in order to re-create the moments which are being ignored by the international media, with the intention of maintaining a humble and friendly spirit.

The photographs were shot during reformist president Khatami’s term in office and Ghasemi puts an emphasis on the context and date in which the photos were captured. According to Ghasemi, these photos don’t portray today’s Iran anymore, the photos are almost 10 years old now.  These outdated photographs can offer some hints about pre-social media Iran, or be more specific, middle-class Tehran youth. It’s crucial to imagine how the photographs and their subjects have been changed, and at the same time how much the distance between the reality and these images grow wider as time passes.

 

 

Amirali’s Media Profile

Amirali’s Medical Profile
Exhibition, Archive, videos & Performances
Installation view at Azad Art Gallery, Tehran – 2009

در مرداد سال هشتاد و هشت، در گالری طراحان آزاد نمایشگاهی افتتاح شد با عنوان پرونده‌ی پزشکی امیرعلی، این پروژه که به عنوان یک نمایشگاه انفرادی تبلیغ شده بود، در واقع یک نمایشگاه گروهی و چند رسانه‌ای بود حول محور مطالعه‌ی موردی یک پرونده‌ی پزشکی، «امیرعلی قاسمی» و تمامی حوادث، اتفاقات و موارد پزشکی که برایش پیش آمده بود؛ نمایشگاه با استفاده از آرشیو، اشیا گردآوری شده طی سالیان، روایتهای مناسب فهم عامه تا اسامی دارو‌ها و عوارض جانبی و مدارک پزشکی تلاش در ایجاد فضایی تعاملی و تاثیرگذار داشت.

قاسمی در این پروژه‌ی که ظاهرا به یک خود زندگینامه‌ی پزشکی می‌ماند سعی دارد به نوشتن بازگوید و ماجرا را با ارجاع به مدارک موجود، دفترچه های بیمه‌ی تامین اجتماعی، اسلاید های رنگی که والدینش گرفته بودند و مصاحبه با دکتر های خانوادگی شان، با چرخشی قصه‌پردازانه روایت کند، اما این در نوشته‌ها که عمدتا یک بیماری یا عارضه و تشخیص پزشکی در مورد آن، نقطه‌ی عزیمتش را تعیین می‌کند، گاه با داستان و و روایتهای عرفی نیز درآمیخته است. به عنوان مثال در «تصادف خیابان بهار» او به تصادفش به عنوان یک عابر با ماشینی می‌پردازد که با سرعت غیرمجاز در کوچه‌ای فرعی او را زیر گرفت و داستان را با دو روایت موازی به شهادت شاهدان عینی و گزارش پزشکی قانونی و نیز روایتی سینمایی خیالی شرح میدهد که ذهن سیزده ساله اش به خاط دارد. جمع‌آوری این مدارک و مسنداتی که بلافاصله یا بعدا تولید شده اند، کنار پلاتین و پیچ‌هایی که در پایش کار گذاشته شده بود و متن داستان روی دیوار، بُعدی آرشیوی موزه‌ای به این چیدمان می‌داد.
آرشیو
چیدمان «جمع‌آوری هر آنچه به آن حساسیت دارم و یا تحریکم می‌کند» به مقوله‌ی حساسیت می‌پرداخت‌: کتابخانه‌ای قدیمی پر از اشیا و موادغذایی بهداشتی و شوینده که هنرمند سابقه‌ی حساسیت به آن را داشت یا احتمال بروز آنرا افزایش می‌داد ، به همراه نمونه‌ای از همه‌ی داروها و پماد‌ها که برای آلرژی پوستی و تنفسی مصرف کرده بود در کنار اشیایی از گذشته که به نحوی در این روایت سی‌ساله نقش داشته‌اند. این خود پرده‌ای میتوانید باشد تا روایت این حساسیت را یا نگاهی به پس‌زمینه‌ی اجتماعی سیاسی از سال ۵۹ تا کنون پیوند بزند و برگی حافظه جمعی را در بستر اشیای پیش‌پا افتاده‌ی روزمره نمایش دهد.

مجموعه همه‌ی عینک‌های هنرمند، در کنار تصاویری از قبل و بعد عمل آب مروارید چشم چپش، به نمایش درآمده است، عملی که به تعویق افتادنش به جهت طول کشیدن معافیت پزشکی سربازی او، دید چشم چپش را تقلیل داده است و عارضه‌ی افتادگی پلک چپش را موجب شده است. اثری از هنرمند فرانسوی لیز شوالیه این عارضه را به خوبی نمایش می دهد.

زونکن‌هایی حاوی پرونده‌های بستری شدن او، کنار یک جعبه‌نور پزشکی قرار دارد، که دو عکس رادیولژی اخیر را نمایش می‌دهد، یکی به نام هنرمند که در تاریخ بیست و دو بهمن در (سالگرد پیروزی انقلاب) پانورامای دندانهای قاسمی را نشان می‌دهد. و دیگری عکسی بی نام که از پای آسیب دیده‌اش در پی یک درگیری خیابانی، گرفته شده است.
عکاسی
در مجموعه عکس «التهابات اخیر»، او که پی از بازگشت عامدانه از مصرف دارو هایش چشم پوشیده است سیر ویرانی پوست صورتش با برخوردی که شبیه آنرا در کتاب های پزشکی میبینیم، با سردی و جدیت یک عکس مستند، به تصویر می‌کشد. او در این جا به سوژه تقیل یافته و هر عکس به نام  فردی که عکاسی را از وی انجام داده روی دیوار رفته است، بعضی را عکاسان حرفه‌ ای و برخی را دوستان و خانواده‌اش گرفته اند. بنا به تشخیص پزشکان مختلف دلایلی مختلفی از جمله، آلودگی هوا، خشکی آب و هوای تهران، استرس و فشارهای بیرونی و تغذیه از غذاهای آماده، فرآوری شده با سرشار از مواد نگهدارنده می‌تواند از دلایل بروز این عارضه‌ها باشد.
ماکروگرافی از زخم‌هایی و اتهاباتی که در اثر خارش پدید آمده‌اند کولاژ دیگری را در نمایشگاه می‌سازد، او برای اینکار سراغ یک عکاس صنعتی رفته که کارش عکاسی از جواهر است. و در نتیجه با اثری مواجه هستیم که به دلیل بزرگنمایی به‌کارگرفته ‌شده، از دور به مناظری کوهستانی و استپی می‌ماند.

 

ویدیوها
«مطابق دستور پزشک»، اولین ویدیوی این مجموعه بر مبنای تمام داروهایی است که اکنون برای امیرعلی قاسمی تجویز شده است، وی با همکاری مادرش فهرستی از این نسخه‌ها تهیه می‌کند و آنرا به مارتین شمعون آهنگساز و هنرمند می‌دهد. در نهایت اثر موسیقیایی با همکاری نازلی بداغی خواننده‌ی کُر تکمیل می‌شود تا بر تصویر آهسته‌ی نفس کشیدن هنرمند در پس‌ زمینه‌ای از داروها که فرو می‌افتند، به اثر کلیسایی شمعمون پور بُعدی روحانی و شفا بخش در عین حال محزون می‌بخشد.

As Doctor Prescribed – مطابق نسخه پزشک – HD from Amirali Ghasemi on Vimeo.

زمانی هست که در اثر حمله تنفسی و تنگی نفس یا همان آسم، مغز ناچار از فعالیت های روتین خود باز می ماند و تلاش برای دریافت اکسیژن و بقا آغاز می شود. با اختلال جزئی در بینایی بیماران اغلب احساسی شبیه نمایش آهسته فیلم را تجربه می‌کنند که با تند و کند شدن صداهای محیطی همراه است اما این دو پدیده الزاما با همدیگر همگام نیستند و پدیداری این امر نه منظم و بریده بریده است.
«صرفه و کمی خارش…» ویدئویی است حاصل همکاری امیرعلی قاسمی(پرفورمنس) حامد صحیحی (ویدئو) که بر اساس اثر صوتی از مارتین شمعون پور بنا شده است. قاسمی برای آخرین نمایشگاه انفرادی اش پرونده پزشکی امیرعلی در سال ۱۳۸۸ از شمعون پور دعوت کرد تا با صدای سرفه کردن های وی و نیز از اصواتی که از خاراندن شدید ایجاد می شود اثری صوتی بیافریند که همین اثر بدان مبنای ویدئو پرفورمنس صرفه و کمی خارش… شد. تصویر چند پاره هنرمند مطابق با صدا هائی که شنیده میشود همچون جورچینی با صورت های مختلف به هم میریزد و لایه ی
صدا نیز به آرامی از اصوات ناهنجار و ناراحت کننده بدل به موسیقی امروزی میشود که ریتم التکرونیک هیپ هاپ آن با استعمال اسپری ونتولین ( دارویی که برای آرام کردن حمله تنفسی خفیف تجویز می‌شود ) پایان می پذیرد.

The Cough and a bit of scratching – سرفه و کمی خارش from Amirali Ghasemi on Vimeo.

او با نمایشگاه‌گردانی یک پروژه‌ی گروهی که در خبرنامه و بیانیه نمایشگاه به کار انفرادی و شخصی خود نسبت داده شده بود، سعی داشت، این خرده روایت‌ها را فراتر از یک آرشیو پزشکی یا یک اثر هنری چند رسانه‌ای، به عنوان پرونده‌ای عمومی برای یک نسل و تاریخ چند لایه اش از دوران جنگ، بازسازی، گشایش سیاسی و تحریم متعاقب آن به تصویر در آورد.

 

نگارخانه طراحان آزاد

پرونده‌ی پزشكی اميرعلی

اميرعلی قاسمی

دوم تا هفتم مرداد ماه 1388

24 – 29 july 2009

 

 

Cleaner VS Archaeologist

Cleaner VS Archaeologist
Site-specific installation in an abandoned wool factory in
Feb 2011 from “Factory Garden” Project , Yazd, IRAN
Curated by Negar Farajiani

باستان شناس در برابر نظافت چی‌

چیدمان با اشیای حاضر آماده

امیرعلی قاسمی

۱۶ در ۴ متر با حداکثر ارتفاع ۱.۴۰ متر

وقتی‌ وارد سالن اصلی کارخانه شدم، متوجه اشیا مختلف و متنوعی شدم که درعکس هایی که نگار فرجیانی برایمان فرستاده بود، آن چنان ثبت نشده بود. می‌دانستم که می‌خواهم در سالنِ اصلی‌ کارخانه‌‌ کار کنم قبلا عکس‌های قدیمی‌ که در دفترِ کارخانه‌‌ دیده بودم نظرم را جلب کرده بود و قصد داشتم با یک دستگاه ویدئو پروژکتور که همراه برده بودم، نما‌هایی از وضعیت قدیمِ کار خانه را روی فضای فعلی‌ پخش کنم و دوباره از آنها فیلم بگیرم، به هر چیز فکر می‌‌کردم، جز فعالیتِ بدنی؛ اما همینطور که قدم میزدم و به کارم فکر می‌کردم، آرام آرام، شروع کردم به جمع کردنِ اشیا روی زمین، اول با کفشم بعد با دستم  یه جارو و یک بیل هم پیدا کردم، به همراه یک جفت دستکش و یه ماسکِ کاغذی نوِ  برای در امان ماندن از گرد و خاک، بعضی‌ از قطعات فایبر گلاس و فلزی را با کمکِ دیگر دوستان به یک منطقه طناب کشی‌ شده منتقل کردیم، مثلثی که طولِ ضلع بزرگِ آن به ۱۶ متر میرسید اما در پرسپکتیو مستطیلی را می‌مانست که پر از اشیاِ بجا مانده از دورانِ فعالیتِ کار خانه بود:
دوک های خالی نخ، توده های پشم رنگی، تسمه ها و تکه های پلاستیکی شکسته شده، بست های فلری، خرده شیشه، کاه و…
دور این منطقه را با آب و جارو کردن مشخص کردم، برشی بود که برای من به یک منطقه اکتشافی باستان شناسی‌ شبیه بود، که میشد از طریق به نحوه زیست و کیفیتِ انسانی‌ هایی پی‌ برد که روزگاری در اینجا کار و زندگی‌ میکرده اند …و اینکه چرا این کارخانه خود را این قدر نزدیک و این قدر دور به ما نشان می‌دهد، انگاری در زمانی نا معلوم منجمد شده است.
بعدازظهر به بازار رفتیم و من سفره‌ایی پلاستیکی و تعدادی گیرهٔ لباس خریدم، انتهای چیدمان  به تلی‌ از خاک منتهی‌ میشد  که آنرا برای پر کردن چاله ای‌ که یکی‌ از دستگاه‌های پشم ریسی آنجا قرار داشت، انباشته بودند. با دیرک‌های چوبی که در گوشهِ دیگر کارخانه پیدا کردم، و گیره‌ها و سفره شفاف پلاستیکی ( که تنها وسیله‌هایی‌ بود که از بیرونِ کارخانه به آنجا آماده بود‌) آنجا به یک سایت فرضی‌ یه باستان شناسی‌ بدل کردم، انگار همه اشیا منظم چیده شده، در سطح این مثلثِ فرضی‌ از کاوش در آنجا به دست آمده است. این چیدمان تا امروز با تغیراتی‌ که باد و دست انسان میتواند بر آن اعمال کرده باشد هنوز پا برجاست و احتمالا با خود ساختمان در هم فرو خواهد ریخت.

Two Croquis

A storytelling performance by Amirali Ghasemi in two Acts performed and recorded at New Media Projects – Tehran in Oct 2016img_20161028_174315

John’s Schoolmates

johns-schoolmates-1978-weblow
Amirali Ghasemi Title: John’s Schoolmates [1978] Year: 2013 Photo Installation dimensions variable (195×130 cm) امیرعلی قاسمی هم مدرسه ایی های جان 1392 چیدمان عکس سایز متغیر(195در130 سانتیمتر)
John’s Schoolmates is an interactive installation, based on a 1979 college yearbook found by the artist in his parents’ library, in the pursuit of finding the truth about this particular publication he tried to find familiar faces of whom once were living in Tehran and studying at the Tehran American School.
John Jahanbani’s name in golden letters on the book makes us sure that the book once belonged to him.